ناگفته های تاریخ
کشوری که گذشته خود را نشناسد لاجرم محکوم به تکرار آن است
تاريخ ايران ، تاريخ غم باري ست. و هربار به بهانه اي مورد تازشش هاي بي رحمانه اي قرار گرفته که پيامدآن چيزي جزمرگ و ويراني ، نبوده است. در اين ميان ، چه بسيار خانه هايي که در آتش سوختند.چه بسيار مردماني که کشته شدند. چه بسيار مردان و زناني که به اسارت رفتند و چه بسيار کودکاني که به بند کشيده شدند. و چه کتابها و منابعي که از بين رفتند. و اين رويداد آشنا، هر چند گاه ، به بهانه اي تکرار و تکرار شده است. اگر به گوشه هايي از قرآن يا حضرت محمد و سران صدر اسلام ، دقت کرده، چيزهاي شايسته شان را به کار گيريم و از انديشه هاي نادرستشان آگاه شويم ، آيا مخالف اسلام هستيم و نگاهي غرض ورزانه داريم؟ کدام انسان خردمندي ست که اينگونه بيانديشد؟ آيا 1400 سال زمان ، کافي نيست تا بينشمان فراتر از انسانهاي وحشي دوره ي جاهليت عرب رفته باشد ؟ آيا انسان با اين وجود که گام بر فضا نهاده است ، باز بايد مانند بيابان گردان 14 قرن پيش عربستان بيانديشد؟اين چه تفکر کثيف و متحجرانه ايست که بدان دچاريم؟ اگر مسلمانيم پس بايد بدانيم ديدگاه اسلام چيست. سوتك نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد گلويم سوتكي باشد، به دست كودكي گستاخ و بازيگوش و او يكريز و پي در پي دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد و خواب خفته گان خفته را آشفته تر سازد بدين سان بشكند در من، سكوت مرگبارم را . دکتر علی شریعتی تكه اي طلايي بنام ايران گويا خداوند در هنگام خلق اين تكه از زمين نظري ديگري داشته است. ببينيد ثروت جهان در طول تاريخ ( ابريشم چين ، ادويه هند ، باروت و قطب نما ) در شرق بوده است و كشورهاي خواهان اين ثروت غرب بودند و تنها مسيري كه متصور بوده تا اين دو جهان را به يكديگر متصل كند، ايران بوده است. در شمال ايران درياي خزر و كمي بالاتر سرماي سوزان سيبري كه كاروانها نمي توانستند طي و طريق كنند و در جنوب هم درياي عمان و خليج فارس و مخاطرات دريا نوردي. و كاروانهاي تجاري مجبور بودند از ايران عبور كنند. و حتی کاروان های نظامی و سیاسی مجبورند از ایران عبور کنند. آریاییها مجبورند به ایران بیاییند و....... همه اين عوامل دست در دست هم داد تا ايران بدونه اين كه بخواهد درطول تاريخ مورد تاخت و تازهاي بيرحمانه اي قرار بگيرد. تمامي كساني كه به نوعي با تاريخ سروكار دارند و يا به سياست علاقه مند هستند موقعيت ايران را به عنوان يك شاه راه بسيار مهم و منطقه اي استراتژيك حساس ميدانند و اين پل بودن در طول تاريخ باعث بروز جنگهاي خونين و وحشيانه اي شده و در نگاه كلي قبول مذهب تشيع ايران را به عنوان جزيره اي بين قبايل اهل سنت بر حساسيت اين موضوع افزوده است. بارز ترين نمونه آن را مي توان بردن مهمات از ایران به روسيه در جنگ جهاني دوم ذكر كرد در حالي كه ايران كشوري بي طرف بوده است . چو ايران نباشد تن من مباد بدين بوم و بر زنده يك تن مباد اگر سر به سر تن به كشتن دهيم از آن به كه ايران به دشمن دهيم پس بياييد اين تكه از خاك طلايي جهان را به بيگانه ندهيم حتي به قيمت ............. برگرفته از صحبتهاي استاد شهواري ( با اندكي دخل و تصرف ) حقيقت تاريخ خبر دادن از اجتماع انساني يعني اجتماع جهان و كه در طبيعت اين اجتماع عارض مي شود. ( ابن خلدون ) تاريخ علمي است كه در تأ ئين وقت و حالات آن چه كه به اين تعلق دارد بحث مي كند. ( بارتولد ) تاريخ عبارت است از مجموعه سرگذشت هاي اشخاص مختلف. ( توماس كاردلايل ) معنا و مقصود تاريخ خارج از مرزهاي تاريخ آشكار مي شود. ( توين بي ) تاريخ در مفهوم روز آن يك زندگي است، نه زندگي طبقه يا ملت خاص بلكه زندگي تمام انسانيت است. ( دكتر زرين كوب ) تاريخ يعني علم شدن انسان است، تاريخ عبارت است گذشته انسان نه به صورت يك سلسله مداوم بلكه به صورت دوره هاي پشت سر هم. ( دكتر علي شريعتي ) تاريخ به معناي واقعي اش شرح وقايع بين ملتها و جزء ديگر نيست. ( جهانگير قائم مقامي ) مفهوم تاريخ بيان وقايع تاريخي كه به آن گونه وقوع يافته اند نه كم و بيش. ( فريدون اديت )
حال اين پرسش پيش مي آيد که چرا ما بايست چنين سرگذشتي داشته باشيم ؟ کدام انديشه اي باعث شد تا مهاجمان ، هر بار چنين وحشيانه عمل کنند و نتيجه ي اين گونه، حاصل شود؟ و چرا ايرانيان تا به امروز نتوانستند کمر راست کنند؟ آيا اينکار جز با مطالعه ي ملل متجاوز و نوع فرهنگشان امکان پذير است؟
دوست من ، بررسي را نبايد مخالفت پنداشت. اگرچه نهايتا تبديل به (( مخالفت )) شود. قبول هر سيستم ،نبايد مانع خرد گرايي مان گردد و قبول هر گفتار ، بدون تحليل و از روي تحجر و تعصب ، کاري بيهوده و نابخردانه است. در گام نخست کسي با اسلام مخالف نيست.اما اين ، دليل آن نمي شود که همه چيز آن را با اين تصور که (( اسلام چون آخرين دين است ، پس کامل ترين است )) ، پذيرفت. بايست با آگاهي گام برداريم و به واقعيت ها بي تحجر نگاه کنيم.آنگاه مي توان گامي به جلو برداشت. چه دليلي دارد در مورد عقايدمان ، کنکاش نکنيم؟ حتي اگر دينمان ، اسلام هم باشد. هدف شناخت بهتر عقايد است .و هيچ چيز شايسته تر از اين نيست. 




