تبليغاتX
ناگفته های تاریخ

ناگفته های تاریخ

کشوری که گذشته خود را نشناسد لاجرم محکوم به تکرار آن است

باد ما را نخواهد برد

      پای اینتر نت نشسته ام و دنبال کسی می گردم که بتواند درباره ایتالیا و یونان اطلاعاتی بدهد. چت روم ظاهراً عنوان culture (فرهنگ) را دارد، ولی اثر زیادی از فرهنگ در آن نمی بینم، یک نفر پیغام می فرستد:    -hi  asl?  برایش می نویسم. کلمه ایران را مثل همیشه با حروف بزرگ می زنم: -IRAN    می نویسد: -oh    و دیگر جوابی نمی دهد. عصبانی می شوم اما سعی می کنم خوشبین باشم و بگویم حتماً برایش مشکلی پیش آمده. اما خوشبینی ام چندان طول نمی کشد چون این اتفاق قبلاً هم افتاده و باز هم می افتد.

    در گفتگو با آنهایی که از ایران تصویری کاملا اشتباه دارند باید تلاش زیادی کرد تا بفهماند که ایران کجاست و بخش عمده مردم ایران چه نگرشی نسبت به جهان دارند.

   راستی چرا دنیا به چنین تصویری از ما رسیده است؟                  

   پاسخ این پرسش بحث های زیادی را می طلبد. از نقد رفتارهای غیر معقول برخی بگیرید تا رفتار گاه عجیب ما در چت روم ها و اینترنت. اما بحث این گزارش درباره تصویری غلطی است که مطبوعات غربی از سرزمین ما ارائه می دهند. گزارش های آنان اگر نگوییم مغرضانه است، دست کم حاصل بی دقتی، بی سلیقه گی و کم دانشی آنها نسبت به جامعه ای پویا و منحصر به فرد است که به رغم وجود تمام چالش های پیش رو، با سرعتی عجیب رو به جلو حرکت می کند.

   روزنامه نگاران غربی در گزارش هایی که از ایران ارائه می دهند، در بسیاری از موارد دنبال نشانه های تروریسم در اینجا می گردند و زمینه فکری خوانندگان خود را آماده پذیرش این نکته می کنند که ایران مهد تروریست های جهان است.!

   لاگ وارن نویسنده هفته نامه «مجیک سیتی نیوز» چاپ ایالت متحده در مقاله ای با عنوان «من فرار می کنم، تو فرار می کنی، همه ما از ایران فرار می کنیم» می نویسد: «دو سوم جمعیت ایران زیر سی سال سن دارند، یعنی سن متوسط در گروه های تروریستی!! همین مسئله است که بسیاری را نسبت به جامعه ایران نگران می کند. آنها آمادگی هر گونه عملیاتی را دارند...» نمی دانم آقای وارن این چیزها را پس از سفر به ایران نوشته یا گزارشش حاصل تخیلات یک امریکایی است که لیوان قهوه اش را سر می کشد و ذهنیاتش را در قالب مستندات به خورد خوانندگانش می دهد. اگر او به ایران آمده بدونه شک یک باز هم در خیابان های تهران قدم نزده تا این انبوه جوانان را ببیند که هیچ نسبتی با تروریسم ندارند.

   کارل ویک دیگر روزنامه نگار امریکایی که برای «واشنگتن پست» می نویسد، از میان همه آنچه که می توانسته بنویسد، تنها دست روی تصویری سیاه از وضعیت مواد مخدر در ایران می گذارد: «ایران بالاترین درصد معتادان به مشتقات تریاک در جهان را دارد. (8/2 درصد افراد بالای پانزده سال) با جمعیت هفتاد میلیونی و با آماری که میزان معتادان تفننی را حتی تا چهار میلیون نفر می داند. ایران هیچ رقیبی برای تعداد معتادان به مخدرها (و از جمله هیروئین) ندارد… شبکه بخش مواد مخدر در ایران چنان گسترش یافته که شاید نباید به فکر نابودی آن بود .... جوانان ایرانی هیروئین مصرف می کنند تا از واقعیت فرار کنند. جوان ها چیزی می خواهند که تا آنها را از کسالت و خسته کنندگی زندگی فراری دهد و آن هیروئین است…» تصور کنید که یک خواننده غربی این دو گزارش را بخواند. ایران برایش چگونه کشوری خواهد بود؟ سرزمینی پر از تروریست و معتاد. آیا ایران ما چنین است؟

   نشریه «سانفرانسیسکو گیت» اخیراً گفت و گویی داشته با خانمی بنام فی بیگدلی که کتابی درباره ایران منتشر کرده است. که او به ظاهر خود اصالتی ایرانی دارد، تصویری باژگونه از سرزمین مادری اش ارائه می دهد: «در بازدید اخیرم از ایران متوجه شدم که همه چیز در حال فروپاشی است. در ایران زنان بیوه حق ازدواج مجدد ندارند… در حالی که دختران از چهار سالگی به بافتن فرش مشغول می شوند، مردان تمام روز را به گپ زدن و خوردن آب میوه می گذرانند! زنان با وجود آن که بدن هایشان پر از جراحات ناشی از ضرب و شتم شوهران است برای پسران خود زن می گیرند… زن ایرانی پس از کتک خوردن از همسرش ابتدا در جایی که ضربه خورده درد را احساس می کند و سپس در قلب و روحش!!»

   چندی پیش یک روزنامه نیجریه ای در گفتگو با یک بازیکن فوتبال نیجریه که در یک تیم ایرانی بازی می کند، از قول او نوشت: «ما در ایران امنیت نداریم و نمی توانیم شبها از خانه بیرون بیاییم.» اگرچه بعد از چاپ این گفتگو تیم مربوطه از او توضیح خواست و جناب فوتبالیست ادعا کرد که گفته هایش تحریف شده، اما به هر حال این جمله ای است که چاپ شده است.

   درست مثل گزارشی دیگر که «واشنگتن پست» درباره بسکتبالیست های امریکایی که در تیم های مختلف ایرانی بازی می کنند چاپ کرده است. در بخشی از این گزارش آمده: «بازیکنان می گویند این یک ریسک بزرگ است بازی کردن در کشوری که توسط مسلمانان متعصب اداره می شود مثل این است که آدم روی مرز مرگ باشد» حقوق این بازیکنان – چنان که در گزارش آمده - بین ششصد تا دویست هزار دلار در سال است!! ظاهراً طعم این دستمزد آنقدر شیرین است که آدم را مجبور کند روی مرز مرگ زندگی کند. یک بار هم یک دوست کلمبیایی می گفت: «تو خیلی خوشحالی که در ایران مرد به دنیا آمدی!» پرسیدم چرا؟ دلیل آورد: «چون میتوانی از اینترنت استفاده کنی» او چنان که می گفت در روزنامه خوانده بود که در ایران زنان دختران حق استفاده از اینترنت را ندارند.

 

      

        برای خواندن ادامه مطلب اینجا یا ادامه مطالب را کلیک کنید 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 11:8 توسط عمران دژکام| |
________________________________________________________________________ ________________________________________________________________________ ساعت