تبليغاتX
ناگفته های تاریخ - تکه ای طلایی بنام ایران

ناگفته های تاریخ

کشوری که گذشته خود را نشناسد لاجرم محکوم به تکرار آن است

تكه اي طلايي بنام ايران

 

 

  گويا خداوند در هنگام خلق اين تكه از زمين نظري ديگري داشته است. ببينيد ثروت جهان در طول تاريخ ( ابريشم چين ، ادويه هند ، باروت و قطب نما ) در شرق بوده است و كشورهاي خواهان اين ثروت غرب بودند و تنها مسيري كه متصور بوده تا اين دو جهان را به يكديگر متصل كند، ايران بوده است. در شمال ايران درياي خزر و كمي بالاتر سرماي سوزان سيبري كه كاروانها نمي توانستند طي و طريق كنند و در جنوب هم درياي عمان و خليج فارس و مخاطرات دريا نوردي. و كاروانهاي تجاري مجبور بودند از ايران عبور كنند. و حتی کاروان های نظامی و سیاسی مجبورند از ایران عبور کنند. آریاییها مجبورند به ایران بیاییند و....... همه اين عوامل دست در دست هم داد تا ايران بدونه اين كه بخواهد درطول تاريخ مورد تاخت و تازهاي بيرحمانه اي قرار بگيرد. تمامي كساني كه به نوعي با تاريخ سروكار دارند و يا به سياست علاقه مند هستند موقعيت ايران را به عنوان يك شاه راه بسيار مهم و منطقه اي استراتژيك حساس ميدانند و اين پل بودن در طول تاريخ باعث بروز جنگهاي خونين و وحشيانه اي شده و در نگاه كلي قبول مذهب تشيع ايران را به عنوان جزيره اي بين قبايل اهل سنت بر حساسيت اين موضوع افزوده است. بارز ترين نمونه آن را مي توان بردن مهمات از ایران  به روسيه در جنگ جهاني دوم ذكر كرد در حالي كه ايران كشوري بي طرف بوده است .

 

  چو ايران نباشد تن من مباد                     بدين بوم و بر زنده يك تن مباد

اگر سر به سر تن به كشتن دهيم       از آن به كه ايران به دشمن دهيم

 

 

 پس بياييد اين تكه از خاك طلايي جهان را به بيگانه ندهيم حتي به قيمت .............

 

 

      برگرفته از صحبتهاي استاد شهواري ( با اندكي دخل و تصرف )     

نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 23:29 توسط عمران دژکام| |
________________________________________________________________________ ________________________________________________________________________ ساعت